تبلیغات
محمود("نوکرتون")

cast 3

لالایی
سطح: راهنمایی - دوم و سوم

 Lullaby, oh, lullaby!
Flowers are closed and lambs are sleeping;
Lullaby, oh, lullaby!
Stars are up, the moon is peeping;
Lullaby, oh, lullaby!
While the birds are silence keeping,
Lullaby, oh, lullaby!
Sleep, my baby, fall a-sleeping,
Lullaby, oh, lullaby!



منبع:amoozesh.cast.ir

|Download cast 16|

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

cast 2

زندگی بنجامین فرانکلین- بخش دوم
سطح: دبیرستان و پیش دانشگاهی
نوع: زندگی نامه
تلفظ: انگلیسی امریکایی

Benjamin Franklin wanted to improve life in Philadelphia. He served as its postmaster. He helped establish the first library and organized a fire department. He started a program to light city streets, gathered money to open a hospital and helped establish the city’s first university. Benjamin Franklin was also a scientist. His experiments proved that lightning is a current of electricity. He invented the lightning rod to protect buildings from damage. He also invented a stove that heated a room more effectively than others. Benjamin Franklin helped establish the United States government by helping to write the Declaration of Independence and the Constitution.Later, he served as a diplomat to France.He died in 1790, at the age of 84

 


منبع:amoozesh.cast.ir
Download cast 21

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

cast 1

سطح: دوم راهنمایی

درس: 6




|Download cast 29|
منبع:amoozesh.cast.ir

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

تفسیر آیه ی مباهله

«فَمَن جآجَّکَ فیهِ مِن بَعد ما جائَکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا ندعوا ... هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره ی مسیح) به تو رسید، [باز] کسانی با تو به مُجاجّه و ستیز برخیزند، به آن ها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنانِ خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».

چون رسول صلی الله علیه و آله وسلم مکه بگشاد و اسلام منتشر شد و سلطانِ حجَتِ رسول قاهر گشت بر کافران؛ وُفود (گروه ها) آمدن گرفتند به نزدیک رسول صلی الله علیه و آله وسلم . بهری (گروهی) اسلام می آوردند و بهری امان می طلبیدند.

در جمله ی وفود، وَفْد (گروه) نجران بود. عصر در مدینه آمدند. جامه های دیبا پوشیده و صلیب ها در گردن افکنده. جهودان بیامدند و با ایشان مناظره کردند و ایشان را گفتند: شما بر هیچ نه آید. (شما باطل هستید)

چون رسول صلی الله علیه و آله وسلم نمازِ دیگر(عصر) بکرد، ایشان روی به رسول کردند و گفتند: عیسی را چه می گویی؟

گفت: بنده ای بود که خدای تعالی او را برگزید.

گفتند: یا محمد! او را پدری می شناسی؟

رسول گفت: او نه از نکاح زاد تا او را پدر باشد.

گفتند: هیچ بنده ی مخلوق را دیدی که نه از نکاح باشد و او را پدر نباشد؟

[رسول گفت: آری. آدم که پدری و مادری نداشت.]

و آنان چون این سخن نپذیرفتند، رسولْ ایشان را گفت: چون شما قول من باور نمی کنید و حجّت قبول نمی کُنید، بیایید تا مباهله کنیم که خدای مرا خبر داد که عذاب آرد بر دروغ زن.

با یکدیگر نگریدند و گفتند: چه رأی است شما را؟ گفتند: مهلت باید خواستن تا فردا. گفتند: ما را مهلت ده تا فردا تا ما اندیشه کنیم.

آنگه برفتند و باهم بنشستند و رأی زدند. اسقف، ایشان را گفت: اگر محمد فردا آید و عامه ی (همه ی) صحابه را در قفا گرفته (پشت سر آورده) از او هیچ اندیشه مکنید و با او مباهله کنید که او بر حق نیست و اگر آید و خاصّه فرزندانِ خود را و قرابات (نزدیکان) خود را آرد، از مباهله ی او حَذَر کنید.

چون بامداد بود و صحابه در مسجد جمع شدند و هر کسی توقع کرد که رسول، او را حاضر کند، رسول گفت: مرا نفرموده اند الاّ خاصّگان خود را از زنان و مردان و کودکان آن جا بَرَم. آنان را که خدای تعالی به دعای ایشان، عذاب فرستد و عذاب صَرْف کند. [بازدارد]

آنگه دست علی گرفت و حسن و حسین از پیشِ او می رفتند و فاطمه علیهاالسلام به دنبال ایشان می رفت تا به صحرا شدند و ترسایان بیامدند و اسقفِ ایشان در پیش ایستاده، چون ایشان را در نگرید، آنان را دیدند.

اُسقُف گفت: اینان که اند از محمّد؟

گفتند: آن بُرنا (جوان) پسر عمّ و داماد اوست بر دخترش و آن زن دختر اوست و آن کودکان دخترزادگانِ اویند.

او با ترسایان نگریست و گفت: بنگرید که محمد چگونه واثق (مطمئن) است که به مباهله، فرزندان و خاصّگانِ خود را آورده است و به خدای که اگر هیچ خوف بودی او را از آن که حجّت بر او باشد، چگونه اختیار کردی هلاک خود و هلاک اینان را از مباهله ی او حذر کنید که اگر نه مکان قیصر بودی من اسلام آوردمی و با او مصالحه کنید بر آن که او حکم کند و بازگردید و با شهر خود شوید و رأی بزنید تا صلاح شما در چیست؟

گفتند: رأی تو، رأی ما باشد و آن چه تو گویی عین مصلحت باشد.

اسقف گفت: یا ابا قاسم! ما با تو مباهله نمی کنیم و لکن با تو مصالحه می کنیم و با ما مصالحه کن بر چیزی که به آن قیام توانیم کردن.

و رسول صلی الله علیه و آله وسلم با ایشان مصالحه کرد و نامه نوشت بر مصالحه. مسیحیان نامه بستدند و ببردند و در راه با یکدیگر می گفتند: این که ما کردیم صلاح بود یا نه؟ بزرگِ آنان، ایشان را گفت: و اللّه که ما و شما می دانیم که محمد پیغامبری مُرسَل است و آن چه آورده است از کتاب، از (طرف) خدای است و به خدای که هیچ کس با هیچ پیغامبر مباهله نکرد و الاّ مستأصل شدند و از ایشان کسی نماند کوچک و بزرگ و اگر شما این کنید، هلاک شوید و بر پشتِ زمین، هیچ ترسا نماندی که من در ایشان نگریستم. که من روی ها (صورت هایی) دیدم که اگر از خدای بخواستندی تا کوه ها را از جای برکَنَد، بر آن اجابت کردی.

و رسول صلی الله علیه و آله وسلم گفت: به آن خدای که جانِ من به امر اوست که عذاب، فرو آینده بود بر نجرانیان اگر مباهله کردندی و خدای تعالی ایشان را همانند خوک و بوزینه کردی و از این کوه آتشی برآمدی و همه را بسوختی و از قبیله ی ایشان، هیچ جانوری نماندی تا مرغان بر درخت ها برنگشتی که بر پشت زمین، یک ترسا بودی.

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

مباهله رسول خدا با نصاری نجران تازه کردن

رسول گرامی اسلام که از طرف خداوند یک مأموریت جهانی داشت، به منظور دعوت مسیحیان نجران، نامه ای به اسقف آن شهر نوشت و در ضمن آن نامه، آنها را به اسلام دعوت کرد به این مضمون که در صورت عدم قبول، یا باید جزیه دهند یا آماده جنگ گردند.

وقتی که نامه رسول خدا به دست اسقف رسید و از مضمونش مطّلع شد، ترس و وحشتی عظیم در دل او راه یافت و سپس با بزرگان قوم مشورت کرد، بنا شد که به دیدار رسول اکرم به مدینه بروند.

اسقف نصاری به همراهی یک هیأت شصت نفری به خدمت رسول خدا رسید و از آن حضرت سوالاتی کرد و پاسخهائی شنید که مفصّلاً در تواریخ ثبت است، اما از آنجا که حق پذیری، همراه مشکلات و محرومیتهایی است، مسیحیان بنای مجادله و مخاصمه گذاشتند که ناگاه فرمان خدای تعالی رسید که:
« فمن حاجّک فیه من بعد ماجاء ک من العلم فقل تعالوا اندع ابنا وابنائکم ونساتنا ونسائکم وانفسناو انفسکم ثم بنهتل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین »؛ (سوره آل عمران آیه 61)
هر گاه بعد از علمی که به تو رسید، باز کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخاستند پس به آنها بگو بیائید ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را دعوت کنیم و ما زنان خود را و شما زنان خود را و ما از نفوس خود و شما از نفوس خود دعوت کنیم.

آنگاه به مباهله برخیزیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.) رسول خدا به دنبال فرمان الهی پیشنهاد مباهله دادند و نصارای نجران قبول کردند، بامداد روز بعد در حالیکه انبوه عظیمی از مسیحیان جمع شده بودند، همه دیدند که رسول خدا کودکی را که همان حسین علیه السلام بود در آغوش گرفته و دست کودکی را که همان حسن علیه السلام بود در دست دارد و پشت سر او فاطمه زهرا و امیرالمؤمنینعلیهمالسلام در حرکت اند.

به اتفاق جمیع مفسّرین شیعه و اهل سنّت حاضرین در مباهله فقط همین پنج نفربوده اند، نه کمتر و نه بیشتر.
مسیحیان پرسیدند:
همراهیان رسول خدا کیانند؟
گفتند:
دختر و داماد و فرزندان او هستند.

اسقف نصاری که مردی خردمند بود، به یاران خود گفت:
بخدا قسم من چهره هایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهها را متلاشی کند، درخواستشان رد نمی شود با این گروه مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و دیگر تا قیامت یک نصرانی روی زمین باقی نمی ماند.

سپس به رسول خدا گفتند:
ما با تو مباهله نمی کنیم. رسول خدا فرمود: پس اسلام بیاورید تا در نفع و ضرر مسلمین شریک باشید.
آنها قبول نکردند تا بالاخره حاضر شدند هر سال دو هزار حله و سی عدد زره آهنی به عنوان « جزیه » به مسلمانها بدهند و در مقابل در پناه مسلمین، زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند که این مراتب در نامه ای رسمی بخط امیرالمومنین علیه السلام نوشته و سپس امضا شد.

اهمیت و نکات مباهله:
باید دانست جریان مباهله یکی از مشهورترین جریاناتی است که در هر کتاب تاریخی ثبت شده و بسیاری از بزرگان اهل تسنن آنرا نقل کرده اند که از جمله آنها می توان مراجع زیر را نام برد:
1- صحیح مسلم در جلد 7 صفحه. 120
2- مسند احمد حنبل در جلد 1 صفحه. 185
3- تفسیرطبری در جلد 3 صفحه. 192
4- مستدرک حاکم در جلد 3 صفحه. 150
5- کتاب دلائل النبوه نوشته حافظ ابونعیم صفحه. 297
6- تفسیر فخر رازی در جلد 8 صفحه. 85 و دهها نفر از بزرگان آنها مانند قاضی بیضاوی و ابن اثیر و ابن جوزی و آلوسی و طنطاوی و زمخشری و غیره که با این ترتیب انکار این مسأله مهم برای احدی از مسلمین و غیر مسلمین ممکن نخواهد بود و لذا ائمه اطهار در جای جای استدلالهای خود در مورد فضائل امیرالمومنین از این قضیه قرآنی و تاریخی استفاده می کردند.


مساله مهمّی که جلب نظر میکند، کلمه « انفسنا » در آیه مبارک مباهله است که خداوند می فرماید:
« ای رسول گرامی ما بگو ما دعوت می کنیم افرادی را که نفس ما هستند یعنی جان ما هستند و شما هم دعوت کنید.»
و با آوردن تنها امیرالمؤمنین از بین تمام مسلمین، این تاج افتخار بر سر مبارک وی درخشید که فقط اوست جان پیغمبر و اوست نفس نفیس رسول خدا و این مسأله در تاریخ رسول خدا بارها تکرار شده و آن وجود مقدس یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را در مواقع زیادی نفس خود خوانده است، کما اینکه در قضیه بنواولیعه رسول خدا فرمود و یا در وقتی که از اصحاب سخن می گفتند و مقاماتی برای آنها بیان می کردند، پرسیدند: پس یا رسول الله، علی علیه السلام چه شد و چرا از او نمی گویید؟!

حضرت فرمود:
علی که جان من است یعنی علی را با دیگر از اصحاب مقایسه نکنید، او بالاتر از مقایسه است، او جان من است.
نکته دیگری که در این آیه است کلمه ابناءنا است یعنی ما فرزندانمان را می آوریم و همه دیدند که رسول خدا فقط حسن و حسین را که کودک بودند به همراه آوردند و از اینجا معلوم می شود حسن و حسین علیهماالسلام حقیقتا فرزندان رسول خدا هستند و نص آیه کریمه افتخاری است برای آنها تا روز قیامت.

و بالاخره نکته دیگر آنکه در آیه می فرماید و نساءنا یعنی قرار بود که رسول خدا زنهای خود را بیاورد ولی فقط فاطمه علیهاالسلام را بردند، یعنی کسی که مانند فاطمه در نزد خدا ارج و قرب داشته باشد که در بین زنهای مسلمانها نیست و این است افتخار و شرف.

منابع:
تفسیر المیزان، ج 3، ص 243
به بعد تفسیر نمونه، ج 2، ص 437 به بعد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

تقلید!

تقلید از هر مرجعی در صورتی جایز است که مکلف او را اعلم و عادل تشخیص دهد. بنابراین اگر برای کسی این دوامر نسبت به او احراز شده باشد تقلید جایز است و در صورت تردید در هر یک جایز نیست.
مرجع تقلیدی که باید از او تقلید کرد شرایطی دارد که از مهم ترین شرطها اعلمیّت (داناتر بودن) و عدالت است. اگر مرجعی دارای شرایط مذکور در مسئلة 2 توضیح المسائل مراجع باشد باید از او تقلید کرد. اگر معلوم شد یا احتمال قوی داده شد که مرجعی مراعات تقوا را نمی کند نمی توان از او تقلید کرد.
تقلید ابتدایی از مرجع میت جایز نیست. پس کسی که در دوران حیات امام از ایشان تقلید نکرده، بعد از فوت ایشان نمی‏تواند از او تقلید کند.{1} باقی ماندن بر تقلید میت جایز است. پس کسی که در زمان حیات امام مقلد او بوده، جایز است بعد از فوت امام هم از او تقلید کند، البته در صورتی که مجتهد میت
علما و مراجع عظام می فرمایند:"تقلید میت ابتداء جایز نیست، ولی بقا بر تقلید میت اشکال ندارد و باید بقا بر تقلید میت به فتوای مجتهد زنده باشد. کسی که در بعضی از مسائل به فتوای مجتهدی عمل کرده، بعد از مردن آن مجتهد می تواند در همة مسائل از او تقلید کند". در نتیجه می‌توان از مرجع تقلیدی
تقلید ابتدایی‌ از میت‌ جایز نیست‌؛ ولی‌ بقای‌ بر تقلید از میت‌ جایزاست‌؛ یعنی‌، اگر قبلاً از مجتهدی‌ تقلید کرده‌اید و از دنیا رفته‌ است‌، می‌توانیدبر تقلید از آن‌ باقی‌ بمانید.
تقلید تنها در فروع دین جایز است؛ مثل نماز، روزه، حج، جهاد و... که احتیاج به تخصصی خاص دارد.
از آنجا که تقریباً همه مراجع، تقلید ابتدایی از میت را جایز نمی‏دانند و شما در زمان حیات حضرت امام (ره) به سن تکلیف نرسیده بودید، بنابراین تقلید شما از ایشان جایز نیست، در عین حال اگر تقلید کسی از حضرت امام - گر چه قبل از سن تکلیف - تحقق یافته باشد، اکنون هم با نظر یکی از مراجع زنده
تقلید از میت ابتداء جایز نیست؛ یعنی کسی که از مجتهدی تقلید نکرده باشد، پس از مرگ او نمی‏تواند از وی تقلید نماید، ولی بقا بر تقلید میت اشکالندارد. یعنی کسی از مجتهدی تقلید کرده، بعد مجتهد از دنیا رفته باشد، می‏تواند بر تقلید خود از این مجتهد باقی بماند. بقا بر تقلید میت باید به فتوای
چنانچه از امام تقلید کرده‏اید؛ یعنی، اعمالتان را طبق فتوای ایشان انجام داده‏اید می‏توانید بر تقلید از امام باقی بمانید ولی چنانچه تنها قصد تقلید داشته‏اید و تقلید نکرده‏اید، اکنون نیز نمی‏توانید از ایشان تقلید نمایید و بایستی از یک مجتهد زنده تقلید کنید.
تقلید میت ابتداء جایز نیست، ولی بقاء بر تقلید میت اشکال ندارد و باید بقاء بر تقلید میت به فتوای مجتهد زنده باشد و کسی که در بعضی از مسائل به فتوای مجتهدی عمل کرده، بعد از مردن آن مجتهد می تواند در همه مسائل از او تقلید کند. (فتوای امام (ره)) فاضل لنکرانی:باقی ماندن بر تقلید جایز است
مقام معظم رهبری بقاء بر تقلید از مجتهد میت را جایز می‏دانند، بنابراین در صورتی که در زمان حیات امام از ایشان تقلید کرده باشند بعد از فوت آن بزرگوار نیز می‏توانید بر تقلید ایشان باقی باشید و اما اگر زمان حیات امام مکلف نبوده‏اید اکنون تقلید از مقام معظم رهبری جایز و مجزی است. و
تبعیض در تقلید، در صورت تساوی مراجع، مورد اختلاف فقها است؛ برخی آن را جایز نمی‏دانند و عده‏ای نیز (هم چون آیت اللّه‏فاضل، بهجت و مقام معظم رهبری) در مسائلی که با همدیگر ارتباطی ندارد، آن را جایز می‏دانند. بنابراین چنانچه تمام مراجع به نظر مقلد مساوی باشند، می‏تواند با تقلید
اگر مراجع مساوی باشند و یکی را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کرد باید از او تقلید کند. اگر او اجازه تبعیض در تقلید می‏دهد می‏تواند در برخی مسائل از دیگری تقلید نماید.
چون بقا بر تقلید مجتهد میت باید به فتوای مجتهد زنده باشد، شما بعد از وفات مجتهد زنده ای که بقا برتقلید میت با نظر ایشان بود، باید با نظر مجتهد زندهء دیگری که بقا بر تقلید میت را جایز می داند، بر تقلید سابق خودباقی بمانید.
تقلید ابتدایی از میت جایز نیست، بنابراین شما نمی‏توانید از امام‏خمینی و آیت‏اللّه‏اراکی تقلید کنید.

شکار کردن گنجشک جایز است و حلال بودن گوشت حیوان با شکار، شرایطی دارد که برای دست یافتن به آن، به رساله مرجع تقلید خود مراجعه کنید.
تقریباً همه مراجع، تقلید ابتدایی از مجتهد و مرجع فوت شده را جایز نمی‏دانند ولی اگر فردی از مرجعی تقلید می‏کند و این مرجع فوت کند می‏تواند با رجوع به یک مرجع تقلید زنده و اذن او، بر تقلید از این مرجع فوت شده ادامه دهد و هیچ اشکالی ندارد.
بقا بر تقلید میت اگر اعلم از مجتهد زنده باشد به نظر اکثر مراجع واجب است و بقا به تقلید او اگر در علم مساوی با مجتهد زنده باشد جایز است ولی تقلید ابتدایی از میت به نظر اکثر مراجع جایز نیست.
کسی که به طور علنی نماز را ترک می‏کند، متظاهر به فسق است و غیبت او در این مسأله و به نظر برخی از مراجع تقلید به طور مطلق جایز می‏باشد، لیکن در مسائل دیگر، حکم دیگر افراد را دارد.
تقلید میت ابتداء جایز نیست، ولی بقاء بر تقلید میت اشکال ندارد و باید بقاء بر تقلید میت به فتوای مجتهد زنده باشد و کسی که در بعضی از مسائل به فتوای مجتهدی عمل کرده، بعد از مردن آن مجتهد می تواند در همه مسائل از او تقلید کند. (فتوای امام (ره)) فاضل لنکرانی:باقی ماندن بر تقلید جایز است
تغییر دادن مرجع تقلید فقط در صورتی جایز است که انسان یقین کند و یا احتمال بدهد که مرجع دیگر اعلم است(یعنی علمش در فهمیدن احکام خدا بیشتر است).
بقاء بر تقلید میّت با اجازه مرجع زنده جایز است. در شرایط کنونی شناخت اعلم بسیار دشوار است و چه بسا اعلم مطلقی وجود نداشته باشد و بسیاری از مراجع تقریباً از نظر علمی همطراز می‏باشند. از همین رو تقلید از هر یک از آیات عظام (بهجت، فاضل لنکرانی، ناصر مکارم، تبریزی، زنجانی و مقام معظم
به فتوای اکثر فقها، بقاء بر تقلید از مجتهد میت جایز است که البته بعضی قایل به تفصیل در این موضوع هستند. در هر حال بقاء تقلید از میت باید با اجازه یک مجتهد زنده باشد.
اگر هنگامی که به سن تکلیف شرعی (15 سال قمری) رسیده بودید، زمان حیات مرحوم آیت‏اللّه‏اراکی را درک کرده و با تحقیق و بررسی از ایشان تقلید نموده‏اید و بعد از فوت آن مرحوم نیز با اجازه یکی از مراجع زنده بر تقلید نامبرده باقی مانده‏اید، تقلید شما بلا اشکال است (توضیح آن که بیشتر مراجع
تقلید ابتدایی از میت جایز نیست.
در مورد بقا شما باید یکی از مراجع حاضر را انتخاب نموده و به فتوای او بر حضرت امام باقی بمانید. در عین حالبقا بر تقلید حضرت امام به فتوای همه مراجع موجود - با مختصر تفاوت‏هایی - جایز است.
ج س 2 - در صورت تساوی مراجع تقلید تبعیض در تقلید اشکالی ندارد. (در مسائلی از یک مجتهد تقلید کنید و در مسائل دیگر از مرجع دیگر)؛ مگر آن که موجب هرج و مرج و نوعی لاابالی‏گری شود که در این صورت جایز نیست.
دیدگاه مراجع محترم تقلید در این باره مختلف است که لازم است هر کس به فتوای مرجع تقلید خود مراجعه و عمل نماید. برخی از مراجع محترم، هیپنوتیزم را مطلق حرام می‌دانند مثل امام خمینی( و برخی با شرایط ذیل جایز می‌دانند. 1. انجام عمل هیپنوتیزم با انگیزة عقلانی. 2. رضایت فردی که هیپنوتیزم
الف) کسی که تازه به حد بلوغ رسیده نمی‏تواند از مجتهد میّت تقلید کند، اما کسی که از مجتهد تقلید کرده بعد از فوت او نیز می‏تواند به فتوای یک مجتهد زنده که بقاء را جایز می‏داند بر فتوای مجتهد میت باقی بماند و تقلید از مجتهد زنده به خاطر آن است که در مسائل جدید و مسائلی که غالباً انسان
بعد از آن که مرجعی انتخاب شد در مسائلی که فتوا نداده و احتیاط واجب نموده است می‏توان از دیگری تقلید کرد.نیز اگر همان مرجع تبعیض در تقلید در زمان حیات مرجع را اجازه داده باشد می‏توان در برخی از مسائل از مرجعدیگری که از نظر علمی با او مساوی است تقلید کرد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

تقلید!

از آنجا که علامه طباطبایی در باب خرافه بحث جالب توجه‏ای دارند، عین مطالب ایشان از تفسیر گرانسنگ المیزان،ج 1، صص 424 - 421 تقدیم می‏گردد.
برادر بزرگوار !ضمن تشکر از اعتماد و مکاتبة شما با این واحد. طبق اطلاعات ما از کتاب های ترجمه شدة دکتر محمد تیجانی تونسی، از جمله کتاب " اهل سنّت واقعی" این کتاب ها معتبر و جالب و آموزنده می‌ باشد که شخصیّت ها و بنیاد های علمی معتبری کتاب های ایشان را ترجمه و چاپ نموده اند.
گسترش فعالیت‏های اجتماعی و پیچیده شدن نهادهای اجتماعی و تقسیم کارها در دنیای امروز، از جهات بسیاریبا گذشته تفاوت دارد، به طوری که امروزه دخالت مستقیم رهبری در همه امور امر محالی است. جالب اینجاست کهخط مشی رهبر انقلاب، حضور جدی و فعال در صحنه‏های مختلف انقلاب است، لیکن تنگناهای
از دیدگاه اسلام انواع جشن ها و شادی ها حلال است ، مگر مورادی که در آن ها موسیقی های شهوت برانگیز و هیجان زا و ترانه های مبتذل وجود داشته باشد، ولی آوازهای زیبای موسیقی غیر مطرب و خواندن شعرهای خوب و شوخی های مفید و طر دستی های جالب و ذکر صلوات و درود بر محمد و آل محمد و دعا برای شرکت
اگر ترانه ای مشتمل بر مطالب پوچ و مزخرف و باطل ، یا غنا و مطرب باشد و یا همراه موسیقی مطرب و شهوت انگیز باشد، گوش دادن به آن جائز نیست.(1) قرآن می فرماید" مؤمنان و خوبان از لغو و سخنان بیهوده دوری می کنند". صوت زیبای قرآن و اشعار پر محتوا و جالب می تواند جایگزین خوبی باشد. از دوستان و
خیر. براساس مدارک معتبر موجود در منابع روایی شیعه و اهل سنّت، پیامبر از طرف خداوند حضرت علی«علیه السلام» را ولی مؤمنین قرار دادند. جالب است بدانید در یکی از مناظره‏هایی که میان یکی از شیعیان با یکی از برادران اهل سنّت برادر شیعی از دیگری می‏پرسد:«آیا پیامبر اکرم«صلی الله علیه
ریا زمانی تحقق پیدا می‏کند که شخص واقعاً نظرش جلب دیگران و برای غیرخدا باشد. امّا این که عبادت نکنیم شاید دیگران بگویند ریاست این وسوسه‏های شیطان است که می‏خواهد شخص را از انجام عبادت باز دارد. جالب است بدانیم که شیطان دوستهای گوناگون دارد. هنگامی که می‏خواهیم نافله‏ای بخوانیم،
خوانندهء خوش صدا اگر به حد غنا نرسد، در مجلس عروسی اشکالی ندارد، اما زدن موسیقی مطرب و مناسب با مجلس لهو و لعب و خوانندگی غنایی جایز نیست .(1 رقصیدن زن برای همسر خود فقط جائز است و رقصیدن زن برای زنان یا مرد برای مردان جائز نیست .(2 در مجالس عروسی می توان از مداحان خوش صدا و خواندن سرودهای
عرفان نظری یکی از معارف و علوم دینی و اسلامی است و هم چنان که مفسر متکلم فقیه ادیب محدث و فیلسوفشیعه و سنی می‏توان داشت عارف شیعه و سنی نیز می‏توان داشت. عرفان عملی نیز از راه تزکیه نفس و ریاضاتشرعیه به دست می‏آید و این نیز راهی است که هم برای شیعه بازاست و هم برای اهل تسنن. لیکن
حاکم نیشابوری (متوفای 405 ه’) از داود بن ابو صالح نقل می‏کند:روزی مروان حکم دید که شخصی صورت خود را بر قبر پیامبر(ص) گذاشته است، با شتاب سوی او آمد و گردن او گرفته، از جای بلند کرد و گفت:می‏دانی چه می‏کنی؟!منظور وی این بود که چرا به زیارت سنگ و کلوخ آمده‏ای!زائر که ابو ایوب انصاری
"ریش‌" در اصل به معنی پرهای پرندگان است و از آن جا که پرهای پرندگان‌، لباس طبیعی در اندام آن‌ها است‌، به هرگونه لباس نیز "ریش‌" گفته شده است‌، ولی چون پرهای پرندگان غالباً به رنگ‌های مختلف و زیبا است‌، در معنی این کلمه‌، مفهوم زینت نیز استفاده می‌شود، هم چنین به پارچه‌هایی
اگر دعا و یا روضه و اشعار مدائح ائمه(ع) را با آواز غنائی که شایسته مجالس لهو و لعب است بخوانند حرام است و گناهش بیشتر است ولی اگر آنها را با صدای خوب و جالب یا محزون بخوانند اشکال ندارد و البته در حال خواندن دعا باید به معنا و مضامین آن توجه کرد زیرا بیشتر این دعا برای تعلیم معارف اسلامی
چه کسی گفته است که دختران نمی‏توانند لباس‏های زیبا بپوشند؟زنان و دختران هرگونه لباس زیبا و جالب را می‏توانند بپوشند. اتفاقاً در هر خانه‏ای به کمد لباس زن‏ها اگر سری بزنید، می‏بینید انواع لباس‏های گران قیمت و زیبا و جذاب از آن زنان است. اسلام با بدحجابی و بی حجابی و ایجاد فساد
تکرار آیه "فبأی آلاء ربکما تکذبان" آن هم در مقطع‏های کوتاه آهنگ جالب و زیبایی به این سوره داده به اضافه محتوای زیبای این سوره در مورد نعمت‏های زیبای بهشتی مخصوصا حورالعین، جاذبه خاصی به این سوره داده، لذا پیامبر(ص) فرمود:"لکل شی‏ء عروس و عروس القرآن سوره الرحمن؛ بار هر چیزی عروسی
امر به معروف، عمل خیرخواهانه و مفید به حال فرد و جامعه است و از نظر عقلی، بسیار پسندیده است. قرآنمجید یکی از امتیازات امت اسلامی بر دیگر امت‏ها را اجرای همین اصل می‏داند؛ زیرا این نوعی نظارت و احساسمسؤولیت همگانی در جهت سعادت فرد و جامعه در تمام سطوح می‏باشد. جالب این است که یکی

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

مطهرات

یکی از مطهرات زمین است. مراد از زمین، خاک و سنگ و شن و ماسه و از این قبیل است. بنابراین با راه رفتن روی فرش و حصیر و سبزی، کف پا و ته کفش پاک نمی شود. در این صورت باید با شستن یا با راه رفتن روی زمین، پاک کرد.[1] [1] توضیح المسائل مراجع، ج1، مسئلة‌ 183.
شی نجس شده را اگر زیر شیر آبی که متصل به کر است - پس از برطرف شدن عین نجاست - یک مرتبه بشویند و یا اگر لباس و امثال آن را پس از شستن فشار دهند پاک می‏شود. ولی با آب قلیل (کم) پس از برطرف شدن عین نجاست باید سه مرتبه آب بریزد و اگر لباس است سه مرتبه فشار دهید. برای اطلاع بیشتر می‏توانید
در هفت مورد به جای وضو و وغسل باید تیمم کرد. یکی از آن موارد جایی است که انسان برای وضو و غسل آب پیدا نکند یا پیدا کردن اب مشقت داشته باشد، (1) در این صورت باید به جای وضو یا غسل، تیمم نماید:کیفیت انجام تیمم در رساله های عملیه آمده است. پی نوشت ها : 1 - توضیح المسائل مراجع، ج1، ص 385.
نفت پاک است مگر این که به وسیله برخورد با نجاست دیگری نجس شده باشد و بر فرض که از مردار حیوانات هم باشد چون استحاله شده پاک است زیرا یکی از مطهرات در اسلام استحاله است یعنی جنس چیز نجس به طوری تغییر کند که چیز دیگری شود مثل این که شراب تبدیل به سرکه شود و یا چوب نجس بسوزد تبدیل به خاکستر
منظور از رفتن، خاک، سنگ، شن، آجرفروش و مانند اینها می باشد به شرط اینکه خشک و پاک باشد لذا با راه رفتن روی فرش ، حصیر، سبزه و امثال آن کف پا و ته کفش نجس پاک نمی شود. و ظاهرا با راه رفتن روی زمینی که با موزاییک فرش شده نیز پاک می شوند ولی روی اسفالت مشکل است مگر اینکه خاک روی اسفالت
تبعیت همان طور که نوشته اید آن است که چیزی به تبع چیز دیگر پاک شود. مثال:شراب نجس است اما اگر همین شراب تبدیل به سرکه شود پاک و قابل مصرف و حلال است و به تبع آن ظرف همان شرابی که سرکه شده آن ظرف هم تا جایی که شراب یا انگور موقع جوش آمدن به آن رسیده پاک می شود. مثال دیگر فرزندان نابالغ
برخی از احکام طهارت، مربوط به نماز است؛ به این معنا که با بدن و لباس نجس نمی‏توان نماز خواند. برخی دیگر از آن احکام، مربوط به خوردن و آشامیدن است؛ به این معنا که خوردن غذای نجس حرام است. کسی که تمام وسایل زندگی‏اش نجس شده است، چنانچه بتواند این دو اصل را مراعات کند، یعنی نمازش را
از جمله مطهرات آفتاب است . آفتاب در بعضی مواقع هنگامی که شرایط فراهم شود، می تواند پاک کننده باشد. علما و مراجع می فرمایند:آفتاب ، زمین و ساختمان و چیزهایی که مانند در و پنجره در ساختمان به کار برده شده ، هم چنین میخی را که به دیوار کوبیده اند و جزء ساختمان حساب می شود، با شش شرط پاک
ده‌ چیز نجاسات‌ را پاک‌ می‌کنند که‌ آن‌ها را مطهرات‌ می‌گویند:آب‌، زمین‌، آفتاب‌، استحاله‌، انتقال‌، اسلام‌، تبعیت‌، برطرف‌ شدن‌ عین‌ نجاست‌، استبرا حیوان‌ نجاست‌ خوار و غائب‌ شدن‌ مسلمان‌. این‌ها با شرایطی‌ که‌ در توضیح‌ المسائل‌ ذکر شده‌، نجاسات‌ را پاک‌
مطهّرات و پاک کننده ها ده چیز است:آب، زمین، آفتاب، استحاله، انتقال، اسلام، تبعیت،‌ برطرف شدن عین نجاست،‌ استبرای حیوان نجاستخوار و غائب شدن مسلمان.(1) آب با چهار شرط چیز نجس را پاک می‌کند: 1ـ مطلق باشد. بنابراین آب مضاف مانند گلاب، چیز نجس را پاک نمی کند. 2ـ پاک باشد. بنابراین
بابیه:این فرقه توسط شخصی به نام علی محمد شیرازی متولد 1235قمری پایه‏گذاری شد. او که تحت تأثیرشیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی از شیخیه بود، مدعی شد که همان‏گونه که رسیدن به خدای تبارک و تعالی جزاز طریق رسالت و ولایت ممکن نیست، رسیدن به این مراتب هم جز از طریق واسطه مشکل و غیرممکن است
از دیدگاه تشیع همسران آن حضرت ما در مؤمنین‏اند چون صریح آیه قرآن است (و ازواجه امهات المؤمنین)، اما این حکم بدین معناست که هیچ یک از مؤمنان اجازه ازدواج با همسران آن حضرت را ندارند دلیل این نکته آن است که مؤمنان و مسلمانان به همسران پیامبر محرم نیستند و زنان آن حضرت بدون حجاب و پوشش
1. همه راهکارهای قبلی کماکان ادامه دهید. 2. به رساله عملیه مرجع تقلیدتان مراجعه کنید تا وظیفه شرعی خود را کاملا یاد بگیرید وقتی وظیفه تان را خوب شناختید فقط در همان حدی که رساله از شما خواسته عمل کنید بیشتر از آن نه تنها صحیح نیست و عمل شما را خراب می کند بلکه بر بیماری شما نیز می افزاید. 3.
یکی از مطهرات نزد همه مذاهب اسلامی آب مطلق است که شامل کر، جاری، باران، چاه و قلیل است و اگر در اثر رسیدن نجاست به هر کدام از اینها رنگ و بو و مزه آن تغییر کند نجس می‏شود الاّآب قلیل که اگر تغییر هم نکند با رسیدن نجاست نجس می‏شود.{1} به همین جهت مذاهب اسلامی می‏گویند اگر به آب چاه
وسواسی انسان را از نظر روحی و جسمی آزار می دهد و زندگی را مشکل می سازد. وسواس یعنی کسی که بیش از اندازه به چیزی حساس شده و همیشه ذهنش به آن متوجه است. وسواس یکی از امراض روانی محسوب می شود که اگر جلوی آن گرفته نشود و درمان نگردد، بر شدّت آن افزوده می شود و انسان را از زندگی می اندازد

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

نامحدود

مقصود از بی نهایت بودن خداوند متعال‌، این است که از نظر وجودی "واجب الوجود" است و غیر از او هر چه هست "ممکن الوجود" می‌باشد؛ یعنی موجوداتی هستند که از پیش موجود نبوده‌، پس علّتی آن‌ها را به وجودآورده است‌، ولی خداوند متعال ازلی و ابدی است‌:"هُوَ الاْوَّل‌ُ وَ الاْ خِرُ وَ الظاَهِرُ
اول یا آخر بودن خداوند متعال زمانی و مکانی نیست و خداوند از زمان و مکان منزه است و او خالق زمان و مکان است‌؛ منظور از اول یا آخر بودن خداوند و نیز ظاهر و یا باطن بودن او این است که او محیط به تمام اشیأ است به هر گونه‌ای موجودات و اشیأ را فرض کنید او اول و آخر و ظاهر و باطن آن‌ها است
مطابق قرآن‌، ساختن و آباد کردن مسجد کارِ کسی است که ایمان کامل داشته باشد؛ "إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَـَجِدَ اللَّه‌ِ مَن‌ْ ءَامَن‌َ بِاللَّه‌ِ وَالْیَوْم‌ِ الأَْ خِرِ وَأَقَام‌َ الصَّلَوَة‌َ وَءَاتَی الزَّکَوَة‌َ وَلَم‌ْ یَخْش‌َ إِلآ اللَّه‌َ فَعَسَی‌ََّ أُوْلَغ‌کَ
دربارة حضرت داوود در تاریخ و در ذیل آیة "إذ دخلوا علی داود ففزع منهم" این چنین آمده است:داوود از آن دو نفر که ناگهان بر حضرت وارد شدند پرسید:برای چه کار آمده اید؟ یکی گفت:این فرد برادر من است. او 99 میش دارد و من یکی. او یک میش من را در گلّة خود برده و من هیچ ندارم و او صد گوسفند دارد. این
خداوند متعال در سورة توبه‌، از آبادی مساجد و اشخاصی که شایستگی این کار را دارند، می‌فرماید:"مَا کَان‌َ لِلْمُشْرِکِین‌َ أَن یَعْمُرُواْ مَسَـَجِدَ اللَّه‌ِ شَـَهِدِین‌َ عَلَی‌ََّ أَنفُسِهِم بِالْکُفْرِ أُوْلَغ‌کَ حَبِطَت‌ْ أَعْمَـَـلُهُم‌ْ وَفِی النَّارِ هُم‌ْ خَـَـلِدُون
قرآن کریم‌، در این‌باره می‌فرماید:"وَلَمَّا جَآءَ مُوسَی‌َ لِمِیقَـَتِنَا وَکَلَّمَه‌ُو رَبُّه‌ُو قَال‌َ رَب‌ِّ أَرِنِی‌َّ أَنظُرْ إِلَیْکَ قَال‌َ لَن تَرَغ‌نِی وَلَـَکِن‌ِ انظُرْ إِلَی الْجَبَل‌ِ فَإِن‌ِ اسْتَقَرَّ مَکَانَه‌ُو فَسَوْف‌َ تَرَغ‌نِی فَلَمَّا
بنابر نظر برخی از دانشمندان مسلمان، همه گناهان، کبیره‏اند؛ چون نعمت‏های الهی نامحدود و عظمت خداوندی بی‏انتها است و از سویی هر گناهی، هتک حرمت خداوند است که از نظر عقل، بسیار قبیح است.{1} ولی بیش‏تر دانشمندان مسلمان، گناهان را دو قسم دانسته‏اند:کبیره و صغیره. این قول با آیات شریفه
بنابر نظر برخی از دانشمندان مسلمان، همه گناهان، کبیره‏اند؛ چون نعمت‏های الهی نامحدود و عظمت خداوندی بی‏انتها است و از سویی هر گناهی، هتک حرمت خداوند است که از نظر عقل، بسیار قبیح است.{1} ولی بیش‏تر دانشمندان مسلمان، گناهان را دو قسم دانسته‏اند:کبیره و صغیره. این قول با آیات شریفه
مسجد در اسلام‌، اهمیت زیادی دارد؛ مسجد، بزرگ‌ترین پایگاه مسلمانان است‌؛ پر شورترین اجتماعات و حرکت‌ها و فریادها، از مساجد برخاسته است‌؛ مسجد، خانة خدا در روی زمین است‌. قرآن‌، مساجد را خانه‌های خدا نامیده است‌:"وَ أَن‌َّ الْمَسَـَجِدَ لِلَّه‌؛(جن‌،18) علت اهتمام اسلام
خداوند متعال‌، در چهار آیة پایانی سورة حشر می‌فرماید:"اگر این قرآن را، بر کوهی‌، نازل می‌کردیم‌، یقیناً، آن را از ترس خداوند، خاشع و فرو پاشیده می‌دیدی‌!و این مثال‌ها را برای مردم می‌زنیم‌، تا در آن خِرَد را به کار گیرند # او، خدایی است که معبودی جز او نیست‌، آگاه از پنهان
دین مبین اسلام طبق آیات الهی کاملترین برنامه‏ها را داراست. (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ)؛{1} امروز دین شما را کامل کردم». و غیر از دین اسلام هیچ دینی در نزد خداوند پذیرفته نیست (وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الاْ ًِّسْلاَ مِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی‏لا الاْ
از آن‌جا که عرفان اسلامی در محیط و جامعه اسلامی رشد کرده‌، بسیاری از مبانی و اصول اوّلیّه‌اش از متن قرآن است که در ذیل به چند مورد اشاره می‌کنیم‌: 1. تجلی و جذبه در عرفان از آیه "فلما تَجلّی ربُّه للجَبَل‌ِ جعله دکّاً و خَرَّ موسی صعقا" (اعراف‌، 143) گرفته شده و سخنان عارفان بیشتر

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

علامت صلیب!

نماز خواندن با علامت صلیب اشکالی وارد نمی کند؛ یعین صحت نماز را از بین نمی برد، اما این که استفاده شخص مسلمان از شعائر بیگانه چون صلیب ، پاپیون و کراوات چگونه است ، به بحث مستقلی نیازدارد و باید نظر فقها ومراجع عظام را جویا شد.
مقام معظم رهبری چنین پاسخ می‌دهند:"خیلی از کشور‌ها هستند که وابسته به آمریکا و مراود با او هستند؛ سران آنها، دوستان آمریکا هستند و در آن کشورها، اجازه‌ی کمترین اهانتی به آمریکا داده نمی‌شود. آمریکا، برای آن کشورها چه کار کرد؟کدام مشکل آنها را برطرف کرد؟کدام نقطة کور زندگی آنها

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

گربه!

موی بدن گربه نجس نمی‏باشد فقط برای نماز نباید موی گربه در لباس نمازگزار باشد.
گربه از حیوانات نجس نیست؛ ولی حرام گوشت است. نگه داشتن گربه در منزل اشکال ندارد.
"قی" کردن گربه نجس نیست.(1) پی نوشت‏ها: 1. سؤال از دفتر رهبری.
گربه حیوان حرام گوشت و مدفوع او نجس است و اگر مو یا رطوبت دهان و بدن او در لباس یا بدن نمازگزار باشد تا زمانی که نزد اوست نماز با آن اشکال دارد. ولی اگر آن رطوبت خشک شده و عین آن برطرف شده باشد نماز صحیح است و خوردن نیم خورده گربه مکروه است و نجس نیست (توضیح المسائل مراجع، ج 1، مسأله
فرقی‌ بین‌ گربه‌ تمیز و غیر تمیز نیست‌.
ادرار گربه نجس است و در فرض مسأله باید سعی کنید دست یا سایر بدن و لباس شما با رطوبت به پرونده ها و مواضع نجس برخورد نکند. ولی تذکر به همکاران واجب نیست مگر این که نگفتن به آنها موجب نجس شدن دست و لباس خودتان می شود که در این صورت حتی الامکان به آنها تذکر دهید.
ج 2- گوشت گربه حرام است . و حیوان حرام گوشت را که درنده و گوشتخوار است مانند گرگ و پلنگ و گربه و غیره ..... گوشتشان حرام است. توضیح المسائل حضرت امام خمینی (ره) ،ص 378 ، مسئله 2588» اما درندگان که حیوانات دیگر را میدرند و خوارکشان گوشت است . چه مانند شیر ، پلنگ ، ببر ، روبا
اگر گربه در گوشه ای از انباری کثافتکاری کرده، همة آن جا نجس نیست. بنابراین نمی تان گفت با داخل و خارج شدن کف حیاط نجس می شود. باید کف کفش و حیاط را پاک بدانید و خود را بی جهت در مضیقه و مشقت قرار ندهید.
ج س 4 - لباس نمازگزار باید از حیوان حرام‏گوشت نباشد و اگر مویی از حیوان حرام‏گوشت (مثل گربه) همراه نمازگزار باشد نماز باطل است؛ ولی استفاده از آن لباس در غیر نماز اشکال ندارد.
اگر مو یا رطوبت بدن حیوان حرام‏گوشت مانند گربه در لباس نمازگزار باشد نماز با آن جایز نیست. بلی، در صورتی که آن رطوبت خشک شود نماز با آن اشکال ندارد، (توضیح‏المسائل مراجع، ص 436). و اگر از روی فراموشی با مو و یا چیزی که از حیوان حرام‏گوشت است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، بنا بر
لباس نمازگزار باید از اجزا حیوان حرام گوشت نباشد و اگر مویی از آن هم همراه نمازگزار باشد نماز او باطل است مراد از حیوان حرام گوشت این است که گوشت او برای خوردن حرام باشد مثل گربه، خرگوش، سگ، خوک و موش (نه این که گربه گوشت حرام نخورده باشد.)
این واحد در مورد مسئله تعبیر خواب، نظر خاصی ندارد و شخص خاصی که تعبیر خواب بداند، در اینجا نیست، اما در کتاب‏های که در تعبیر خواب نوشته شده، آمده که خواب دیدن شرایطی دارد. نمی‏توان به هر خوابی اعتماد کرد و روی آن حساب باز کرد. از باب نمونه مواردی را ذکر می‏کنیم: فردی که مست، یا
الف) اگر کسی بعد از نماز متوجه شود که موی گربه به لباسش بوده و قبلاش هم نمی‏دانسته، نمازش صحیح است؛ ولی اگر قبلاش می‏دانسته و فراموش کرده، باید نمازش را دوباره بخواند. ب) اگر موی گربه در حال نماز، به لباس یا بدن نمازگزار بچسبد یا در حین نماز متوجه آن شود، باید آن را از لباسش بگیرد
بدون و موی سگ و خوکی که در خشکی زندگی می کنند، نجس است ، ولی بدن و موی دیگر حیوانات پاک است .(1) اگر مردار شده باشند، بدن آن ها نجس است ، ولی مو و اجزایی که دارای روح نباشند، پاک است .(2) (پـاورقی 1 .توضیح المسائل مراجع ، ج 2 ص 83 (پـاورقی 2.همان ، ص 78

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

خرید کردن!

خرید از آن مغازه اشکالی ندارد. بلی، اگر با خرید نکردن نسبت به امر خلاف خود متنبه می شود از باب نهی از منکر لازم است از او خرید نکنند (استفتا از دفتر آیت الله فاضل)
زمین وقفی قابل خرید و فروش نیست اما خرید ساختمان آن که مربوط به اشخاصی است با اجازه متولی موقوفه و اجاره زمین مربوطه اشکال ندارد.
در وسائل‏الشیعه، ج 17، ص 454، احادیثی در استحباب چانه زدن آمده است. البته در چند مورد نیز از چانه زدن نهی شده است؛ از جمله:خرید قربانی، خرید کفن، کرایه سفر به مکه.
اگر خرید و فروش آن برخلاف مقررات جمهوری اسلامی نباشد اشکال ندارد. البته خرید مقدار 2 الی 3 کیلو برای نیاز در منزل ظاهرا مانعی ندارد.
ب) می‏توان کالایی را نقداش به قیمتی خرید و مدت دار به صورت قسطی یا نسیه با قیمتی بالاتر فروخت؛ ولی شرط است که معامله حقیقی باشد(نه برای فرار از ربا).
خرید از اقلیت های مذهبی، اگر موجب تقویت آنان نشود، اشکالی ندارد. اگر خرید و فروش با آنان باعث ثروتمند شدن و بالاخره باعث تسلّط و برتری بر مسلمانان شود، جائز نیست. خرید مواد غذایی از آنان اشکالی ندارد،‌ در صورتی که در نجس بودن آن ها شک داشته باشیم. اما اگر یقین به نجاست آن ها داشته
خرید و فروش پول به نظر بسیاری از مراجع، در صورتی جایز است که واقعا خرید و فروش باشد؛ مثلاً فروش اسکناس خرد به درشت و یا کهنه به نو. البته برخی از مراجع نظرات دیگری نیز دارند. مستدعی است مرجع تقلید خود را مشخص کنید تا مسأله طبق فتوای ایشان پاسخ داده شود.
ربا دو قسم است: 1- ربا در خرید و فروش 2- ربا در قرض. ربا در خرید و فروش این است که انسان چیزهایی را که با کیل (پیمانه) یا وزن خرید و فروش می‏کند، به زیادتر از خودش از همان جنس بفروشد؛ مثلاً 10 کیلو برنج را به 12 کیلو برنج بفروشد. ربای قرض این است که پولی را قرض بدهد و شرط کند که زیادتر
خرید و فروش و معامله در چند مورد باطل است: 1- خرید و فروش عین نجس، مانند مسکرات. 2- معاملة چیزی که منافع معمولی آن حرام باشد ، مانند آلات قمار و آلات موسیقی. 3- معامله ای که در آن ربا باشد. 4- معاملة چیزهایی که ارزش مالی ندارد. 5- خرید و فروش اموال غصبی.[1] 6- غش در معامله حرام است. 1[1] توضیح
اگر عین آن جنس و چیزی که از او می خرید متعلق خمس باشد معامله نسبت به (یک پنجم) آن اشکال دارد و بستگی به اجازه مرجع تقلید دارد که اگر او اجازه دهد صحیح و الا باطل است. اما اگر یقین نداشته باشید و فقط احتمال می دهید، خرید اشکال ندارد (توضیح المسائل آیت الله فاضل، مسائل 1811 - 1813).
صدور و ورود کالا از خارج باید براساس مقررات جمهوری اسلامی باشد و هر کالایی که بدون مجوز وارد شود جایز نیست و خرید و فروش آن هم در بازار اگر دولت اسلامی مقرراتی در آن دارد باید مراعات شود و اگر مزاحمتی ندارد خرید و فروش آن در بازار مانع ندارد (استفتاآت امام خمینی، ج 2، س 132). البته
خرید و فروش اجناسی که نفع محلّلی ندارد، مانند شراب و نوارهای مستهجن جائز نیست و معامله باطل است. خرید و فروش اجناس قاچاق چون بر خلاف مقررات نظام اسلامی است، جائز نیست.[4] 1[4] آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، ص 499.
خرید جنس از غیرمسلمان اشکال ندارد مگر آن که اشیایی باشد که طهارت شرط استفاده از آن است مثل گوشت غذا و... و یا معامله موجب تقویت کفر گردد.
استعمال و خرید و فروش مواد مخدر حرام است.[8] با توجه به این که مواد مخدر در عصر ما یکی از بلاهای بزرگ است و به فرمایش حضرت آیت الله فاضل لنکرانی، خرید و فروش و هرگونه ارتباط با مواد مخدر مستلزم خروج از انسانیت است،[9] و موجب متلاشی شدن خانواده ها و جنایات زیادی می گردد. نیز با توجه به

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

نجس!

عرق‌ بدن‌ در حال‌ جنابت‌ نجس‌ نیست‌، حتی‌ اگر از راه‌ حرام‌ مثل‌ استمنا جنب‌ شده‌ باشد؛ بنابر این‌ اگر عرق‌ آن‌ به‌ جای‌دیگر هم‌ برسد نجس‌ نمی‌کند. بلی‌، اگر عرق‌ با چیز نجس‌ دیگری‌ مثل‌ بول‌ یا منی‌ برخورد کرده‌ باشد آن‌ عرق‌ نجس‌ است‌ وچیز دیگر را هم‌ نجس‌ می‌کند؛
اگر کسی‌ مال‌ دیگری‌ را نجس‌ کرده‌باشدو شما شاهد باشید، لزومی‌ ندارد به‌ صاحب‌ خانه‌ بگویید، اما اگر خودتان‌ نجس‌ کرده‌اید، اگر نجس‌ شده‌ در خوردن و آشامیدنی استفاده می شود واجب است به‌ صاحب‌ خانه‌ بگویید. اگر از پوشیدنی‌ها است‌ که‌ در نماز از آن‌ استفاده‌ می‌شود،
آب‌ چاه‌ بر اثر افتادن‌ چیز نجس‌ در آن‌ نجس‌ نمی‌شود، ولی‌ مستحب‌است‌ مقداری‌ از آن‌ را برای‌ هر یک‌ از اشیاء نجس‌ بکشند ودور بریزند. این‌مقدار در کتاب‌های‌ مفصل‌ فقهی‌ تعیین‌ شده‌ است‌. البته‌ این‌ در صورتی‌ است‌که‌رنگ‌، بو یا مزه‌ آب‌ به‌ واسطه‌ نجاست‌ عوض‌
حوله‌ای‌ که‌ نجس‌ است‌، تا آب‌ کشیده‌ نشود، پاک‌ نمی‌شود و تا پاک‌ نشده ‌باشد، نمی‌توان‌ از آن‌ استفاده‌ کرد.
ده‌ چیز نجاسات‌ را پاک‌ می‌کنند که‌ آن‌ها را مطهرات‌ می‌گویند:آب‌، زمین‌، آفتاب‌، استحاله‌، انتقال‌، اسلام‌، تبعیت‌، برطرف‌ شدن‌ عین‌ نجاست‌، استبرا حیوان‌ نجاست‌ خوار و غائب‌ شدن‌ مسلمان‌. این‌ها با شرایطی‌ که‌ در توضیح‌ المسائل‌ ذکر شده‌، نجاسات‌ را پاک‌
ادکلن‌های‌ خارجی‌ (مردانه‌ یا زنانه‌) که‌ انسان‌ نمی‌داند در آن‌ مواد نجس‌ ـاز قبیل‌ الکل‌ هست‌ یا نه‌ ـ محکوم‌ به‌ طهارت‌ است‌.
احتیاط‌ این‌ است‌ که‌ چیز نجس‌ که‌ با آن‌ می‌شود عورت‌ را پوشانید مانند پارچه‌ یا دستمال‌ بزرگ‌، همراه‌ نمازگزار نباشد، ولی‌ همراه‌ داشتن‌ اشیای‌ نجسی که‌ کوچک‌ است‌ مانند دستمال‌ کوچک‌ یا دستمال‌ کاغذی‌ یا انگشتر و پول‌ اشکال‌ ندارد. (1) اگر چیز غصبی‌ همراه‌
اگر می‌تواند در حال‌ نماز لباس‌ را عوض‌ کند (مثلاً چادر نجس‌ شده‌ رابردارد) و لباس‌ دیگری‌ بپوشد، باید این‌ کار را انجام‌ دهد و نماز را بخواند. درغیر این‌ صورت‌ و باید نماز را قطع‌ کند و لباس‌ و بدن‌ را بشوید و نماز را دوباره‌بخواند.
الف‌) اگر صاحب‌ خانه‌ در بین‌ غذا خوردن‌ بفهمد غذا نجس‌ است‌ بایدبه‌ مهمان‌ها بگوید. ب‌) در صورتی‌ که‌ بعد از غذا متوجه‌ شد اگر با آنهامعاشرت‌ دارد به‌ طوری‌ که‌ می‌داند به‌ واسطة‌ نگفتن‌، خود او هم‌ نجس‌می‌شود باید بعد از غذا به‌ آنها بگوید اما اگر پس‌ از خوردن‌
زنی‌ که‌ پرستار بچه‌ است‌ و بیشتر از یک‌ لباس‌ ندارد چنانچه‌ نتواندلباس‌ دیگری‌ بخرد یا کرایه‌ کند و یا عاریه‌ نماید می‌تواند با همان‌ لباس‌ نمازبخواند . هرگاه‌ شبانه‌ روزی‌ یک‌ مرتبه‌ لباسش‌ را آب‌ بکشد و سپس‌ نجس‌ شود نمازصحیح‌ است‌ ولی‌ غیر پرستار باید هنگام‌
بله‌ حدیث‌ «ترک‌ کننده‌ نماز» کافر است‌» صحیح‌ می‌باشد:اما منظوراز کافر در این‌ حدیث‌ کفر عملی‌ است‌، نه‌ کفر اعتقادی‌ و منافاتی‌ ندارد که‌تارک‌ الصلاة‌ فرد مسلمان‌ و شیعه‌ باشد و از نظر عمل‌ وعبادت‌ کافر باشد. البته‌احکام‌ کافر مثل‌ نجس‌ بودن‌ و... مربوط‌ به‌ کافر
اگر بخواهند لباس‌ و یا فرشی‌ مانند آن‌ که‌ بوسیله‌ ادرار بچه‌ نجس‌ شده‌ باآب‌ قلیل‌ آب‌ بکشند. چنانچه‌ یک‌ مرتبه‌ آب‌ روی‌ آن‌ بریزند و فشار دهند تا آب‌از آن‌ جدا شود و دفعة‌ دوم‌ نیز آب‌ روی‌ آن‌ بریزند و فشار دهند، آن‌ شی‌ء پاک‌می‌شود. ولی‌ با آب‌ کر پس‌ از برطرف‌
امام‌ جماعت‌ باید این‌ شرایط‌ را دارا باشد: 1 ـ بلوغ‌ و عقل‌؛ 2 ـ عدالت‌؛ 3 ـ رجولیت‌ (مرد بودن‌)؛ 4 ـ نماز را صحیح‌ بخواند؛ 5 ـ به‌ واسطه‌ عذری‌ با لباس‌ نجس‌ نماز نخواند؛ 6 ـ شیعه‌ دوازده‌ امامی‌ باشد. اگر کسی‌ این‌ شرایط‌ را داشت‌، می‌توان‌ به‌ او اقتدا کرد. باصحبت‌
اگر در لباس‌ لکه‌ای‌ به‌ رنگ‌ قرمز مشاهده‌ شد، چنانچه‌ خون‌ باشدمعمولاً با شستن‌ معمولی‌ (بدون‌ نیاز به‌ پودر لباسشویی‌) جرم‌ آن‌ از بین‌می‌رود. در این‌ حالت‌، اگر مقداری‌ از رنگ‌ آن‌ باقی‌ بماند، نجس‌ نیست‌ و لباس‌پاک‌ می‌شود. بنابر این‌، لازم‌ نیست‌ رنگ‌ خون‌
به‌ طور کلی‌ آبی‌ که‌ مردار در آن‌ است‌ اگر یکی‌ از رنگ‌، بو و یا مزه‌ آن‌تغییر کرده‌ باشد، استفاده‌ از آن‌ جایز نیست‌؛ البته‌ در آب‌ جاری‌ سه‌ قسم‌ است‌: الف‌) آب‌ قبل‌ از آن‌ قسمت‌ پاک‌ است‌. ج‌) آب‌ بعد از آن‌ قسمت‌ هم‌ اگر به‌ اندازه‌ باشد کرد و رنگ‌، مزه‌

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

احکام خواب

خوابیدن‌ روی‌ شکم‌ در بعضی‌ روایات‌ نهی‌ شده‌، از جمله‌ در فرمایش‌ حضرت‌ علی‌ (ع‌) در شب‌ نوزدهم‌ ماه‌ مبارک‌رمضان‌ قبل‌ از اینکه‌ بدست‌ ابن‌ ملجم‌ ضربت‌ بخورد، وقتی‌ مشاهده‌ کردند ابن‌ ملجم‌ در مسجد کوفه‌ به‌ روی‌ شکم‌ خوابیده‌فرمودند:اینطور نخواب‌ که‌ خوابیدن
دربارة نحوة خوابیدن توصیه ها و سفارش هایی پیامبر (ص) کرده است، از جمله به امیرالمؤمنین (ع) فرمود:"ای علی!خوابیدن بر چهار قسم است: 1 - خوابیدن پیامبران که بر پشت است، 2 - خوابیدن مؤمنان که روی شانة سمت راست است، 3 - خوابیدن کفار و منافقان که روی شانة سمت چپ است، 4 - خوابیدن شیاطین که روی
خوابیدن در مسجد کراهت دارد. بهتر است در مسجد نخوابند. امّا خوابیدن در آن گناه ندارد.
خوابیدن بر شکم عوارض گوناگونی از نظر جسمی و روحی و معنوی دارد. از جمله عوارض معنوی آن تحریکات جنسی است.
گرچه پدر و برادر محرم هستند ولی در مقابل آنها نیز باید از لباس ها محرک و مهیج که چه بسا زمینه آلوده شدن آنها را به گناه فراهم می کند خودداری شود.
در برخی از روایات که در مورد خواندن سوره هایی قبل از خواب وارد شده، کلمة "عند نومه؛ هنگام خواب" آمده که استفاده می شود سوره ها را موقع خوابیدن باید خواند، مثلاً دربارة سورة تکاثر آمده:"من قرأ الهکم التکاثر عند النوم و قی من فتنة القبر؛(1) هر کس سورة تکاثر را موقع خواب بخواند، از عذاب
مستحب است انسان موقع خوابیدن ، رو به قبله بخوابد، به طوری که کف پاهایش رو به قبله باشد. اگر بلند شود و بنشیند، سینه و صورت او رو به قبله باشد. از امام علی (ع) نقل شده است : 1- خوابیدن انبیا، که بر پشت می خوابند و چشمشان انتظار وحی الهی دارد. 2- مؤمن بر طرف راست بدن رو به قبله می خوابد. 3-
بنا به آن چه در برخی از روایات از ائمه معصومین است در روز خواب قیلوله که خواب قبل از اذان ظهر است (یک یا دو ساعت قبل از ظهر) مستحب است و زمان مناسبی است برای استراحت بدن و دارای فوائد فراوان می‏باشد. همچنین از سیره‏ی ائمه معصومین(ع) استفاده می‏شود که قسمت اول شب را می‏خوابیده‏اند
از روایات انواع خوابیدن ها و خواب های مکروه و مستحب بیان شده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم. امیرالمؤمنین (ع) فرمود:"مسلمان نباید با حالت جنابت بخوابد و جز با طهارت و وضو یا با تیمم نخوابد".[7] امام صادق(ع) فرمود:"هر کس با وضو (طهارت) به رختخواب برود مانند این است که تا به صبح در
دیر خوابیدن و عادت به خواب صبح، از جمله مواردی است که ممکن است موجب قضای نماز صبح شود.هم‏چنین برخی گناهان توفیق نماز صبح را از انسان سلب می‏کند. مراعات موارد زیر می‏تواند در قضا نشدن نماز صبح مؤثر باشد: 1ـ زود خوابیدن شب‏ها؛ 2ـ خواندن سه آیه آخر سوره کهف جهت بیدار شدن
اگر صرف خوابیدن و بدون قصد گناه باشد، اشکال ندارد. لکن چنین رفتاری هر چند در ظاهر و در ابتدا بر اساس علاقه به دوست و... جلوه می‏کند ولی گاهی مقدمه برای گناه می‏شود و لذا بهتر است چنین رفتاری ترک شود.
دین در لغت به معنای راستکار شدن، اطاعت نمودن، پاداش، عادت، حساب، کیش، پرهیزگاری و.. آمده و در اصطلاح تعابیر گوناگونی از سوی اندیشمندان اسلامی درباره آن شده است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود: الف) دین عبارت است از مجموعه ای از باورها در باره هستی و ارزش های مبتنی بر این باورها،
خوابیدن کسی که در حال جنابت است اشکالی ندارد. در برخی شرایط، شخص جنب قبل از غسل یا تیمّم - اگر وظیفه‏اش تیمّم است - نباید بخوابد؛ مثلاً در ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح در صورتی که جنب می‏داند اگر بخوابد تا صبح برای غسل بیدار نمی‏شود، نباید با حال جنابت بخوابد، بلکه باید غسل کند
صرف خوابیدن خواهران کنار یکدیگر اشکال ندارد؛ اما باید مواظب باشند دچار وسوسه‏های شیطان نشوند تا خدای ناکرده این امور منجر به گناهانی از قبیل استمنا و مساحقه نشود. برای آگاهی بیشتر ر.ک:گناهان کبیره، قسمت سحق، شهید دستغیب.

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات() 

احکام شرعی کت شلوار

- من یک شلوار لی به قیمت نصفه از یک رهگذر خریدم بعد فهمیدم که این شلوار دزدی است حالا می خواستم بدانم چه کار کنم تا
اگر صاحبش را می شناسی باید به صاحبش برگردانید و اگر او را نمی شناسید با یأس از پیدا کردن صاحب شلوار آن شلوار را از طرف صاحبش صدقه دهید و چنانچه مالک شرعی ندارد امر آن با حکم شرع است . استفتاء آت ج 2 ص 608 مسئله 17
اگر به‌ طور کامل‌ خود را بپوشاند، اشکالی‌ ندارد.
صرف رایج بودن لباس در غرب موجب حرمت پوشیدن آن برای مسلمانان نمی گردد. مانند کت و شلوار ولی پوشیدن لباسی که ترویج فرهنگ غرب است و از اختصاصات غیر مسلمین است حرام است.
پوشیدن لباس زن بر مرد به نظر امام بنابر احتیاط واجب حرام است و همچنین پوشیدن لباس مختص مرد بر زن بنابر احتیاط حرام است به هر انگیزه‏ای که می‏خواهد باشد. و پوشیدن شلوار برای زنان اشکالی ندارد و در این زمان نمی‏توان آنرا لباس اختصاصی مردان دانست. یادآوری این نکته لازم است که به
نماز خواند با لباس نجس باطل است. مگر این که ناچار باشد با لباس نجس نماز بخواند، خجالت کشیدن عذر نیست. موقع نماز باید شلوار نجس را عوض کرد و یا آن را شست و پوشید.(1) نماز خواندن با بدن یا لباسی که با خون نجس شده و خون کمتر از "درهم" تقریبا به اندازه دو ریالی باشد اشکال ندارد.(2) پی نوشت‏ها: 1
ج 2- نگاه کردن به عورت دیگری حرام است . اگر وقت لباس عوض کردن «عورتین » پوشیده است اشکال ندارد . مرد نباید به قصد لذت به بدن مرد دیگر نگاه کند. «‌توضیح المسائل مراجع عظام ، ص 920 ، مسئله 2436 -2438 »
دکتر حسن قدوسی زاده:با آینه قابل رؤیت است منتها دید تخصصی مثل پزشکان می توانند تشخیص دهند. تنها عواملی که می تواند موجب آسیب پرده شود دستکاری بوسیله خودشخص یا دیگری با اشیاء مختلف می باشد. پوشیدن شلوار تنگ و امثال آن در این زمینه نقش ندارد.
چنین فردی اگر فرصت دارد خود را بشوید و لباس هایش را عوض کند، باید خود را بشوید و لباس هارا عوض کند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند، اما اگر فرصت ندارد، می توان با بدن نجس نماز بخواند، ولی اگرمی تواند باید لباس های نجس را کمتر کند؛ یعنی اگر شلوار و شورت آلوده شده است ، شلوار را بیرون
پوشیدن لباس‏های مخصوص مردان بر زن حرام است. اما پوشیدن لباس‏های مشترک اشکال ندارد، مثل شلوارهای مشترک و بعضی از اقسام بلوزها. البته زن باید از پوشیدن لباس هایی که موجب تهییج و جلب توجه نامحرم می کند و برآمدگی های بدن در آن آشکار است در مقابل نامحرمان خودداری نماید.
لواط انجام عمل جنسی بین دو جنس مذکر است به صورت عریان، خواه دخول در دُبر محقق بشود یا نشود، ولی اگر دخول محقق شد در صورت اثبات طبق موازین شرعی حدّ آن قتل است و بدون تحقق دخول حدّ آن صد تازیانه است. ارضاء شهوت از روی لباس اگر دخول در پشت نباشد لواط نیست ولی از گناهان بزرگ است و تعزیر
تا یقین به نجس شدن چیز پاک نداشته باشید آن چیز پاک است و هم چنین تا یقین به پاک شدن چیز نجس نداشته باشید آن چیز نجس است. بنابراین تا یقین به نجاست آن شلوار یا لباس های دیگرتان ندارید پاک است و نماز با آن اشکال ندارد و عرق بدن نجس نیست ولی اگر کسی از راه حرام جنب شود بنا بر احتیاط واجب

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 دی 1389    | توسط: محمود بوستانی    |    |
نظرات()